برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
امروز شرحه شرحه شدم حقیقتا حدود ده ساعت پیاده روی کردم و انگشتای پام رو کلا حس نمیکنم و چشمام سرخِ سرخه امااا به شدت چسبید و مدتها بود که اینقدر نخندیده بودم +کاش یه ماساژور شخصی داشتم پاهام رو ماساژ میداد :'(
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
خدایا این چه غلطی بود من کردم چقدر از خودم بدم میاد...
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
از کله صب وایسادیم منتظر، گرسنمونم هست انتخاب واحدم که تر خورد توش دیروزم که هیچی + ... :'>
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
درحال حاضر دوست داشتم شوهرم میومد نازم میکرد چیزکیک و چای برام میاورد و بعد در آغوشش به خواب میرفتم
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
خب قرار شد که 31 خرداد بیام بگم چقدر راضی بودم از عملکردم
تا حد زیادی ریدم...مثل قبل بودم و تکون خاصی به خودم ندادم
مثل قبل به وعده وعیدای الکی گذشت
و خب خجالت میکشم بابت این مسئله...در حدی که میخوام عنوان وبو عوض کنم بذارم فسقل بچه گربه ای گنده گوز
ولی نه...از فردا قوی تر شروع میکنم
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
یه گهی خوردم ریدم تو رنگ موهام درست بشو نیست انگار کاش زودتر بلند شه ؛(
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
کاش یکی بود وایمیساد بالا سرم که همه کارامو درست و کامل انجام بدم که اهمال کاری داره پوستمو میکنه.هی با خودم میگم خودم از پسش برمیام ولی در واقع نمیشه.دلم میخواد ولی نمیشه.هدفم بزرگه و مشتاقم براش ولی بازم نمیشه...واقعا نمیدونم باید از کی و چی کمک بگیرم
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
مینویسم از صمیم قلبم...رک و راست
کامنت ها تایید نمیشن.لطفا یه راه ارتباطی ازخودتون بذارین
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
خب اولین روز از این قرن هم داره اینجوری میگذره...تو خونه پای لپ تاپ و گوشی
دیشب نشستم کارا و برنامه هام برای امسال رو نوشتم و تقریبا تکلیفم معلوم شد که امسال چیکاره م
تا الان خوب پبش رفتم :)))
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
با این چیزایی که .م. تعریف کرده
حقیقتا ازش خوشم میاد و دلم میخواد باهاش وارد رابطه شم
میدونم که اگه یکی دوبار باهاش همصحبت بشم همه چی اوکی میشه
ولی مشکل اصلی همین قسمته که اصن چجوری باید ببینمش و چه برنامه ای بچینم
عجیب میخوامش
هوووووفففف
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی